آزادی ؟
-
تاریخ: 1401/2/9 ساعت: 2:56
آزادی؟سخن یا عمل؟آنچه انجام میدهید با آنچه تصور انجام دادنش را داشتید بسیار متفاوت است؛ چرا؟از برای آن که تصور آزادی هم زندانی کردن آزادیست. میدانستید؟شاید میدانستید!ولی نمیدانید پس باید برای بدست آوردن آزادی باید چه کرد؟باید چه کرد؟چه باید کرد؟یک کلام و گذاره کوچکی از بیان آزادی ، زندگی کردن و زنده...
سرنوشت شوم شب
-
تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 13:05
دستم تنهاست نیا میمونی تا آخر پیشم. برو چو ابر سریع . شب پشت به ستاره نک زد برو عزیز من. دیگر دیر است برای با هم بودن ! درخواست اخر من ابر تاره برو عزیز من همچو تیرگی ناپایدار این شب برو ! نگذار بیاید آفتاب و من آفتاب گردان زیبایی شهوت انگیزت شوم. برو با این شب شوم برو. شاید باری این آخر شب، آخر تنه...
گاو مشتی!
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 15:12
گاومشت حسن بسیار پیر و فرسوده شده بود روزی از روزگار مشت حسن با گاو به چرا رفت.ژاله به همراه ژیما عاشق دیدن چرای گاومشت حسن بودند.اما آن روزنه خبری از گاو بود ، نه اثری از مشت حسن.زن مشت حسن پری چهره خاتون که به مانند ماه روز 14 رنگ پریده و پرَو ، بی محل و فضول بود.البته که مشت حسن عاشق زنش بود و حا
زمان
-
تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 4:28
تا چند وقت پیش ساعت 1:30 سر شب بود!
the dawn of the day 3
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 21:58
A TIME FOR EVERYTHING.—When man assigned a sex to allthings, he did not believe that he was merely playing; but [012]he thought, on the contrary, that he had acquired a profoundinsight:—it was only at a much later period, and then only partly,that he acknowledged the enormity of his error. In the sa...
the dawn of the day 4
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 21:58
AGAINST THE FANCIFUL DISHARMONY OF THE SPHERES.—We mustonce more sweep out of the world all this false grandeur, for itis contrary to the justice that all things about us may claim. Andfor this reason we must not see or wish the world to be moredisharmonic than it is!
Waiting For The Miracle
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 21:58
Waiting For The Miracleby Leonard Cohen Baby, I've been waiting, I've been waiting night and day. I didn't see the time, I waited half my life away. There were lots of invitations and I know you sent me some, but I was waiting for the miracle, for the miracle to come. I know you really loved me. but...
چه میکند بر گونه من !؟
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 21:58
چه میگذرد بر دل من؟چه میشود بر من؟به است گویم چه شد بر من ؟نه به است گویم که ام من ؟گر خیس میکند قطره اشکی صورت نادانسته من.گر رقصی به زیبایی ابدیت میزند تازیانه بغض بر گلوی من.گر ابر بهار دلم از آسمان دلم با چشم ، به صورتم تازیانه ی باران شور ؛میزند.گر ،گر من و ز گرم مینگرد به گریان چشمان تنهای من....
سرنوشت شوم شب
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 21:58
دستم تنهاست نیا میمونی تا آخر پیشم. برو چو ابر سریع . شب پشت به ستاره نک زد برو عزیز من. دیگر دیر است برای با هم بودن ! درخواست اخر من ابر تاره برو عزیز من همچو تیرگی ناپایدار این شب برو ! نگذار بیاید آفتاب و من آفتاب گردان زیبایی شهوت انگیزت شوم. برو با این شب شوم برو. شاید باری این آخر شب، آخر تنه...
Animal Farm by George Orwell
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 21:58
بخش اولIMr. Jones, of the Manor Farm, had locked the hen-houses for the night, butwas too drunk to remember to shut the popholes. With the ring of light fromhis lante dancing from side to side, he lurched across the yard, kicked off hisboots at the back door, drew himself a last glass of beer from t...
avatar.last air bender (1)
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 21:57
Katara (voice over): Water... Earth... Fire... Air... My grandmother used to tell me stories about the old days, a time of peace when the Avatar kept balance between the Water Tribes, Earth Kingdom, Fire Nation, and Air Nomads. But that all changed when the Fire Nation attacked. Only the Avatar mast...
CHELSEA HOTEL
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 21:57
CHELSEA HOTEL by Leonard Cohen I remember you well in the Chelsea Hotel, you were talking so brave and so sweet, giving me head on the unmade bed, while the limousines wait in the street. Those were the reasons and that was New York, we were ru ing for the money and the flesh. And that was called lo...